خلاصه ای از فعالیتهای باشگاه
کشاورزان جوان بیمرغ
این باشگاه از بهمن ماه سال 85 فعالیت خود را در قالب 5 کمیته به شرح زیر آغاز نمود و هم اکنون با عضویت رسمی 120 جوان روستائی در گروه سنی 16-33 سال مشغول به فعالیت می باشد .
انواع کمیته ها :
1-کمیته اشتغال 2- کمیته معارف 3- کمیته فرهنگی و هنری4- کمیته کتابخانه و انجمن ادبی 5- کمیته ورزشی کمیته اشتغال - آموزش – ترویج
برگزاری کلاس های آموزشی خیاطی ، معرق کاری و پخت و طبخ ماهی برای واحد خواهران
برگزاری کلاس های ترویج سیلوسازی ، مکانیزاسیون دستگاه های کشاورزی و برق و ساختمان ویژه برادران
معرفی چند تن از اعضا با سازمان بسیج سازندگی و همکاری با طرح های آن سازمان از طرف اعضای باشگاه
کمیته معارف :
- برگزاری اردوی زیارتی حرم به حرم ، از حرم امام زاده احمدبن موسی تا امام زاده محمد بن موسی کاظم
- برگزاری کلاس های احکام و قرآن با همکاری واحد بسیج
- بزرگداشت روز زن و تجلیل از خواهران خانه دار و نمونه
کمیته فرهنگی و ادبی
- بزرگداشت هفته معلم و تقدیر از معلمان با سازمان بسیج
- راه اندازی وب سایت تخصصی باشگاه با عنوان www.bimorgh.blogfa.com
- همکاری در ساخت حسینیه روستا و پخش نذورات در
ایام محرم
برگزاری نمایشگاه عطر یار ویژه شهدای دفاع مقدس بیمرغ
-طرح اوقات فراغت و برگزاری کلاس های گوناگون
-تشکیل هیئت تحریریه نشریه و چاپ اولین نشریه
-برگزاری نمایشگاه ویژه هفته دفاع مقدس
برگزاری جشن باشکوه نیمه شعبان در محل امام زاده سلطان ااحمد روستا با حضورهیئت امنا و مسئولین شهرستان
کمیته کتابخانه و انجمن ادبی
تهیه تعداد محدودی کتاب از نمایشگاه بین المللی کتاب
برگزاری نمایشگاه کتاب با همکاری واحد فرهنگی امام زاده روستا
ثبت نام و به عضویت در آوردن اعضای جدید
تجهیز کتابخانه از طریق سازمان های مربوطه و ذیربط
کمیته ورزشی :
برگزاری یک سری مسابقات والیبال منطقه ای بین 8 روستا ویژه آقایان
برگزاری یک سری مسابقات والیبال بین خواهران روستا
اهداف :
ا- ایجاد صندوق قرض الحسنه باشگاه کشاورزان جوان
- پیگیری طرح ماست بندی و پرورش قارچ خوراکی توسط ااین تشکل
- کمک در جهت ایجاد مزرعه الگوی کشت گندم ، جو و کلزا که با انجام این طرح به دو هدف دست پیدا می کنیم
– کسب در آمد برای انجام امور داخلی باشگاه .
- ترویج کشاورزی نوین و مکانیزه
- تهیه برنامه توسعه روستایی
http://bimorgh.blogfa.com/page/nashriye2.aspx
قدمت 2000 ساله بیمرغ
تا حالا فکر کردید چرا اسم وبلاگمو گذاشتم (بیمرغ روستای 2000 ساله )
اینکه بیمرغ روستای 2000 ساله هست .شک نکنید .در زیر مطالبی رو از کتابهای تاریخی جمع آوری کردم که با تجزیه و تحلیل آن میتوان به قدمت 2000 ساله یا بیشتر بیمرغ پی برد .منتظر نظرات شما در مورد شماره 1 برای کاملتر شدنش هستم .
1) عین مطلب : {نام شهر و آبادیهای بیمرغ از زمان قدیم باقی مانده و سلطه مانی گرایی نتوانسته در آن تغیراتی ایجاد کند نامهایی چون بیمرغ و... (منبع :جغرافیای تاریخی گناباد تالیف سید حسین مجتبوی ص97)} از ان زمان تا حالا حدود 1700 سال شده (نظرات خود را راجب به این بند حتما بنویسید )
2)در کتاب جغرافیای تاریخی خراسان نوشته حافظ ابرو یا همان نورالدین لطف الله ص 28 به قریه بوی مرغ نیز اشاره شده . (منبع : تاریخ و جغرافیای گناباد سلطان حسین تابنده ). البته این کتاب به قدمت این روستا اشاره نکرده فقط نویسنده این کتاب که حدود 700 سال پیش این کتاب رو نوشته از بیمرغ به عنوان یکی از روستاهای بزرگ گناباد اشاره کرده .
3) رسم و رسومات زمان زرتشت که کم کم داره در بیمرغ و بیشتر مناطق از بین میره و سایر رسم رسومات از قبیل حکومت زنان در نوروز که توی وبلاگم در موردش توضیح دادم،فرهنگی 2000 ساله یا بیشتر رو روی دوش خود میکشد و نشانگر قدمتی چندین هزار ساله است شاید به گفته ی دکتر باستانی پاریزی از بقایای عصر پرستش آناهیتا باشد که از زمان عصر پرستش آناهیتا بیشتراز 2250 سال است . (منبع : منبع :جغرافیای تاریخی گناباد تالیف سید حسین مجتبوی ص198)که این کتاب نیز خودش به منابع دیگری اشاره کرده .
4)از کتاب رجبعلی لباف خانیکی(گناباد خواستگاه حماسه های پنهان )
1)صحفه 26 /عین مطلب :(محوطه های نسبتا وسیع و بزرگ باستانی گورکی ،پشن ،نقارخانه،اروک،در اطراف روستاهای روشناوند ،نوده پشنگ و بیمرغ وجود دارند که اقامتی طولانی از حدود سه هزار سال پیش تا حدود هفتصد سال پیش در ان منطقه را نشان میدهد ...)
2)صحفه 29 /عین مطلب :(برخی از اسامی مکانها در گناباد یادمان دوران پارتیان و ساسانیان میباشند مثل :خانیک .بیدخت ،بجستان ،بیمرغ ،روشناوند ،که حاکی از حضور جوامعی از ان دوران در نقاط مختلف گناباد و قهستان میباشد. ...)پارتیان 2250 سال پیش بر ایران حکومت میکردند . و این مطلب پعنی قدمتی 2250 ساله .
با تشکر از دوست عزیزم جواد جوانبخت در مورد توضیحاتی که راجب به (حکومت پارتیان )دادند .
منتظر نظرات شما هم هستیم (خودتون رو سهیم بدونید)
منبع :www.beymorgh.blogfa.com
بررسی قدمت بنای تاریخی مزار سلطان احمد بیمرغ
بنای تاریخی مزار امامزاده احمد فرزند موسی بن جعفر (ع) و منسوب به دوره صفوی است بررسی تاریخ تعمیر این بنا تاکنون توسط افراد زیادی مورد بررسی قرار گرفته است .در زیر به بررسی اجمالی آن میپردازیم .
1)تاریخ قدیمی موجود در این مزار روی لوحی سنگی و مشتمل بر چهار سطر بوده که تعدادی از کلمات آن توسط آقای علی اکبر مروجی ، خادم مزار مزبور در تارخ 19/4/1349 استخراج شده .
بر طبق یادداشت در سطر اوا لوح مذبور کلمات (در زمان شاه ملایک پاسبان شاه عباس حیدر حسینی )و در سطر چهارم کلمات (به توفیق حضرت بانی به اتمام رسیده، فی سنه 1051 )در این لوح سطر اول با سال 1051 مطابقت نمیکند زیرا در سطر اول اگر مراد شاه عباس کبیر باشد او در سال 1381 ه در گذشته است و اگر مراد شاه عباس دوم باشد او در سال 1052 یک سال پس از نوشتن لوح به سلطنت رسیده است بنابراین چنانچه در سه رقم اول سنه اشتباه نشده باشد .مستوان تصور کرد که مزار سلطان احمد (ع) در زمان شاه عباس کبیر (996-1038 ه) شروع و در سال 1051 به امام رسیده .
2) تاریخ دیگر ی که در این بنا وجود دارد مربوط به تعمیر آن توسط حاج حسنعلی بیگ گنابادی در اواخ قرن 13 هجری قمری که در روی سنگی حک و در بالای مدخل آن نصب گردیده که هم اکنون هم نصب میباشد . نوشته های این سنگ نیز توسط آقای مروجی در تاریخ 18/4/1349 استخراج شده . و به شرح زیر است .
به روزگار شهنشاه دین پناه موید که هست ناصر الدین خدا و ملت احمد
سلالته الحاج حاجی حسنعلی است که باشد خجسته نائب فرخنده بلوک گنابد
بجست زائر بیت الحرام کسب از آن پس گماشت همت مردانه را بخیر مجدد
چو بود منهدم ازاقتضای گردش گیتی به بویمرغ مزار امامزاده سلطان احمد
برادر شه مسموم مقتدای خراسان زنسل موسی کاظم زآل پاک محمد
به نیکویی تعمیر کرد و داد بلندی که نام نیک بماند از او به دهر موبد
به دستیاری پیر خردبه کلک هنرور حبیب از پی تاریخ سال کرد رقمزد
چو هست درغرفات بهشت مسکن بانی بدیهه از پی تاریخ سال( غرفه) برآمد

بقیه مطالب رو حتما واستون مینویسم منتظر
نگاهی گذرا به بیمرغ قدیم
بیمرغ قدیم مسجد کوچکی داشت و حمام آنرا هم مرحوم میرزا ابوتراب خان مقبل السلطنه موقعی که مستاجر انجا بود ساخت .مرحوم ملا محمد امام جماعت بیمرغ و از مردم مومن و با ذوق بود.که پس از او شیخ حسن فرزندش امامت جماعت انجا را داشت و بعد از او فرزندش شیخ علی ه مسجد می رفتند و روضه می خواندند و به کارهای زراعتی اشتغال داشتند / مرحوم کربلایی ملا ابراهیم از فقرای نیک و با اعتقاد و ثابت قدم انجا بود(روحش شاد )
بسیاری از مردم بیمرغ در گذشته یا گوسفند دار یا شتر دار بودندو هم اکنون دامداری در بین مردم رواج دارد و واز صنایع دستی بیمرغ در دههای گذشته می توان به نمد مالی.گلیم بافی وکفش بیمرغی و قالیچه واز صنایع دستی امروزه آن میتوان فقط به نمد مالی اشاره نمود
روستای بیمرغ مرکز دهستان پسکلوت گناباد است و در 28 کیلومتری مرکز شهرستان واقع شده است.با قدمتی بیش از ۲۰۰۰ سال ،دارای سابقه بس کهن و سرگذشتی طولانی است .روستای بیمرغ از اطراف با روستاهای روشناوند .نوده پشنگ .اروک . شوراب همجوار است .بیشتر اب و اراضی آن موقفه استان قدس رضوی (ع) است . و به 14 سهم منقسم میشود که یکی ملکی و بقیه وقف است ، و در بیمرغ سایر دهاتی که همجوار بیمرغ هستند اب و اراضی ملکی غالبا با هم خریدو فروش یا وقف میشدند .بر خلاف جلگه گناباد که آب و اراضی آن جداگانه معامله میشود .عده نفوس بیمرغ هم اکنون در حدود 1500 نفر می باشند چون خود بیمرغ ملک ندارد غالبا در مزارع و دهات اطراف مختصر ملکی برای خود تهیه کرده اند و خودشان زراعت میکنند یا زارع دارند.از مهر قنات تا خود آبادی تقریبا یک فرسخ و نیم فاصله است از این رو مقدار زیادی از اب تا موقع رسیدن به زراعت مخصوصا در تابستان جذب زمین می شود (هم اکنون قنات بیمرغ خشک شده و مردم درصدد بازسازی ان هستند) در چند سال گذشته تقریبا 30 سال قبل آقای حاج ابوالحسن کریمی مستاجر انجا طبق اجازه اداره استانه قدس رضوی مجرایی در زیر زمین احداث نمود و مانند قنات به حفر چا ههایی پرداخت که نزدک روستای بیمرغ ظاهر می شود .و مجرای آن را از زیر قرار داده اند .که اراضی زیادتری را مشروب کند (با ذکر این نکته به که به علت کمبودشدید اب قنات در سالهای اخیر چاهی در نزدیکی بیمرغ برای جبران اب احداث شده است )در کنار جوی آب چند تا درخت نشانده بودند ، ولی به طور کلی نه خود آبادی و نه مجرای قنات درختان زیادی ندارد فقط چند درخت در در انجا وجود دارد و چون بیشتر آن وقف است مستاجرین درصدد احداٍث باغات نیستند.
در بیمرغ مزاری است که معروف است آرامگاه امامزاده احمد فرزند موسی بن جعفر (ع) است که تاریخ بنای اولیه آن معلوم نیست و لی سنگ قبری در آنجا موجود است که مربوط به یکی از مدفونین آنجا به نام میر ابوالقاسم جاندار خفاجه ای است و تاریخ آن 1053 می باشد که معلوم میشود در آن تاریخ که مقارن با دوره صفویه بود بنایی در انجا وجود داشته است و مرحوم حاج حسنعلی بیک انجا را تعمیر نموده و این اشعار در بالای درب ورودر طرف خانمها رو سنگی نوشته شده است :
به روزگار شهنشاه دین پناه موید که هست ناصر الدین خدا و ملت احمد
سلالته الحاج حاجی حسنعلی است که باشد خجسته نائب فرخنده بلوک گنابد
بجست زائر بیت الحرام کسب از آن پس گماشت همت مردانه را بخیر مجدد
چو بود منهدم ازاقتضای گردش گیتی به بویمرغ مزار امامزاده سلطان احمد
برادر شه مسموم مقتدای خراسان زنسل موسی کاظم زآل پاک محمد
به نیکویی تعمیر کرد و داد بلندی که نام نیک بماند از او به دهر موبد
به دستیاری پیر خردبه کلک هنرور حبیب از پی تاریخ سال کرد رقمزد
چو هست درغرفات بهشت مسکن بانی بدیهه از پی تاریخ سال( غرفه) برآمد
در سالهای گذسته ضریحی آهنی از طرف حاج ابوالحسن کریمی مستاجر انجا تهیه و اهدا گردیده بود که تا سال 1380 نصب بود و حالا با همت مردم بیمرغ ضریحی دیگری در مرقد این بزرگوار نصب شده (جا داره به نیابت از طرف مردم بیمرغ ازکمک مالی مردم نوده پشنگ هم به خاطر نصب این ضریح متبرک تشکر کنم )مردم بیمرغ و اطراف آن بدان مزار اعتقاد کامل دارند و نذرهایی برای آنجا می نمایند و روضه خوانی برای آن می نمایند .
مزارعی هم در اطراف بیمرغ می باشد که از توابع آن است و زارعین آنها از اهالی بیمرغ هستند ، مانند مزرعه اروک و اسو و کلاته علی نور البته اروک واسو چندین سال است که به عنوان روستا تلقی میشوند .
برای دیدن همه مطالب وبلاگ روی صحفه نخست کلیک کنید :صحفه نخست
مطالبی در مورد بیمرغ و روستاهای اطراف حدود۱۵۰ سال پیش
مطالب زیر برگرفته از یک کتابچه ای که احتمالا 1۵۰ سال قبل توسط 2 گزارشگر درباره پسکلوت نوشته اند این گزارشها که احتمالا میدانی و با مراجعه مستقیم آمارگران تهیه گردیده به لحاظ شناخت و ضعیت منطقه در آن دوران از اهمیت زیادی برخوردار است .
قریه بوی مرغ:
از قنات مشروب میشود .آبادکرده قدیم است .نفقه مال سرکار فیض آثار است .سوار پانزده نفر دارد گوسفند زیاد دارد ،شتر هم دارد ،هوایش گرم است در پس کلوت واقع است 18 خانوار و عدد نفوس 90 نفر
قریه جیسور (گیسور )
از قنات مشروب میشود .آبادکرده قدیم است .50 نفرسوار دارد ،پیاده 20 نفر ،شخمالچی دارد .سرحد ترکمان است . ،هوایش گرم است ،اواخر جلگه واقع است .خانوار 40 تا ،عدد نفوس 120
قریه نوده :
از قنات مشروب میشود .آن هم سالی ماهی است ،هوایش سرد و در دامنه کوه واقع است 26 خانه ،نفوس128نفر
قریه روشناوند :
از قنات مشروب میشود ،آباد کرده قدیم است موقفه حضرت فیض آثار است ،هوایش گرم است و در پسکلوت واقع است 140 خانه عدد ،نفوس 400 نفر
منبع :
/
واژه شناسی بیمرغ
بسیاری از نویسندگان واژه بیمرغ را در اثار خود به صورت های گوناگون ثبت کرده اند از جمله در کتاب تاریخ تالیف نورالدین لطف الله مشهوربه حافظ ابرو به قریه بوی مرغ اشاره شده و در بسیاری از کتب قدیمی به همین نام اشاره شده است .ودر بعضی از کتب به واژه های از قبیل بیمورق (فرهنگ ابادیهای کشور،جلد پنجم ،بهمن 1347 صحفه 30).ی بی مرغ و بیمُرغ نیز اشاره شده است که هرکدام دارای معانی خاصی است ویا تغیر نام این منطقه را بتوان به حوادث طبیعی و تحولات تاریخی و شاید خیلی از موارد دیگر که این بنده حقیر از ان بی اطلاع است ارتباط داد
.مثلا:
1)واژه بی مرغ از دو کامه( بی) و( مرغ) تشکیل شده که هرکدام دارای معنایست :
(بی) در ترکی به معنای بزرگ و وسیع و (مَرغ) به معنای دشت و در کل به معنای دشتهای وسیع و شاید علت این نام گذاری به دلیل وجود برخی از ترکمن ها در این منطقه باشدو یا وجو دشت های وسیع اطراف بیمرغ که مردم در زمانهای قدیم برای تفریح به این مَرغزارها می آمدند .
2) واژه بوی مُرغ که فقط دارای معناست خود است :
این واژه نسبت به دیگر واژه ها در کتب بیشتر اشاره شده است و شاید قدمی ترین نام این منطقه دانست
بسیاری از مردم بیمرغ بر این عقیده اند که قرنها پیش در این منطقه زلزله ای عظیم منجر به ویرانی کامل روستا شده و عده ای از مردم در حال عبور از این منطقه با مشاهدی مرغی بر روی جسد انسان در زیر خاک که در حال کنکاش بوده متوجه شدند که در این مکان روستایی بوده یا به مشام رسیدن بوی مرغ این منطقه را با این نام نامگذاری کرده اند . به این داستان تا حدودی میتون صحه گذاشت زیرا گناباد با توجه به ساختار نوع زمین، سرزمینی زلزله خیز است و تا کنون زلزله های عظیمی این شهرستان و نواحی اطراف آن را ویران ساخته (بعد از اسلام 22 زلزله در این منطقه گزارش شده است ) حتی یکبار این منطقه طوری ویران شده که فقط یک طفل زنده ماند . دو مورد از مهمترین و شدیدترین آنها به شرح زیر است .
الف)در قرن هفتم هجری در حدود سال 635
ب)در سال 809 هجری در زمان صفویه( در شبی زمستانی) در حالی که همه مردم در خانه های خود آرمیده بودند بیشتر آبادیهای گناباد در اثر این زلزله به کلی ویران شد
3) وآژه ی بِِِِِِیْمرغ به معنای : برای مرغ
واژه ای که اکنون برای نام این منطقه به کار برده میشود . بعضی از مردم علت این نامگذاری را وقف این منطقه توسط خان آن جا برای مرغ های امام رضا (منظور کبوتر های امام رضا ) میدانند .
4)واژه بیمرغ :
تلفظ این واژه با واژه قبلی یکی است و امروزه هم به کار میرود .بعضی گویند به لفظ فرس قدیم بَی یعنی خوب و بَیْمرغ یعنی :مرغ (دشت )خوب/یا/ مرغ خوب با توجه به توضیحات محققین مختلف این تعبیر صحیح به نظر نمیرسد البته در مصاحبه که با برخی معمیرن انجام شده گروهی بر این اعتقاد بودند که بَی به معنای بغ= خدای زرتشتیان و بیمرغ در اصل بَیْ بُغ بوده است
5)بیمورق :شاید به همان معنای بی مرغ (چیز زیادی در موردش پیدا نکردم )
این یکی واقعا با نظر شما کامل میشه .حتما نظر بده دوست عزیز
با سلام
روستای بیمرغ مرکز دهستان پسکلوت گناباد است و در 28 کیلومتری مرکز شهرستان واقع شده است.با قدمتی بیش از ۲۰۰۰ سال ،دارای سابقه بس کهن و سرگذشتی طولانی است .مرقد یکی از فرزندان بزرگوار موسی بن جعفر (ع ) به نام احمدبن موسی در این روستا قرار دارد .تاکنون هیچ تاریخ دانی اصرار به پژوهشهای عمیق تاریخی در این سرزمین کوچک نداشته است.گذری بر تاریخ بیمرغ گناباد در قرون متمادی فقط به منظور بررسی روند تحولات مورد توجه قرار گرفته است.
جمعیت این روستا مانند اکثر مناطق خشک و بیابانی کشور در ده های اخیر دسخوش تغیرات وسیع بوده .تغییرات جمعیتی این روستا وچند روستا های دیگر برای اطلاع شما عزیزاندر پایین به نمایش گذاشته ام .
|
نام مکان |
جمعیت1335 |
جمعیت1345 |
جمعیت1355 |
جمعیت1365 |
جمعیت1375 |
جمعیت1385 |
|
کل پسکلوت |
4003 |
4758 |
5172 |
8228 |
9020 |
8766 |
|
بیمرغ |
822 |
790 |
970 |
1222 |
1163 |
973 |
|
اروک |
101 |
101 |
149 |
222 |
225 |
219 |
|
اسو |
48 |
99 |
91 |
123 |
125 |
127 |
|
روشناوند |
1098 |
1117 |
1374 |
2118 |
2385 |
2770 |
|
نوده پشنگ |
581 |
586 |
703 |
1410 |
1723 |
1688 |
|
گیسور |
381 |
575 |
202 |
1082 |
1266 |
1341 |
کمبود اب در بیمرغ باعث شده تا این روستا نسبت به سایر روستاهای بزرگ از نظر جمعیتی رشد چندانی نداشته باشد .البته با ذکر این نکته که همه ی املاک بیمرغ چه مسکونی و چه زراعتی موقفه استان قدس رضوی است .و علت اصلی کم شدن جمعیت وقف بودن اراضی این روستاست . بیمرغ یک قنات و 2 چاه نیمه عمیق با ابدهی 23 لیتر در ثانیه دارد .اراضی کشاورزی ان 400 هکتار است .
با ارزوی موفقیت برای اهالی خون گرم این دهستان .
در مورد بیمرغ بیشتر بدانیم
چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری یکی از رسوم مردم است که در چهار شنبه آخر سال برگزار می شود که در گذشته شور خاصی داشته است مردم در غروب آفتاب آتش روشن می کنند واز روی آن می پرند وشعر می خوانند می گویند: زردی من از تو سرخی تو از من ومنظور این است سرخ رویی نشان سلامتی است را به دست آورند وزردرویی راکه نشان غم وبیماری است از دست بدهند وبدین ترتیب مردم پایکوبی و شادی می کردند واعتقاد داشتند که هر چه شیشه وسفال درخانه داشتند از پشت بام ها به پایین می انداختند ومی شکستند تا سال نو سفال ها وشیشه ها ی نوی داشته باشند
ترديدي نيست گردآوري تمامي آيينها و رسوم مربوط به بزرگترين جشن ملي ايرانيان، همان اندازه غيرممكن است كه سر زدن به تمامي دوستان و آشنايان در اين روزها. با اين حال تا جايي كه امكان باشد با چنين آيينهايي به شما سر ميزنيم و عيد را تبريك ميگوييم؛ باشد كه هر روزتان نوروز باد.
در بيمرغ قديم جايي به نام نوروز گاه وجود داشته كه دختركان وزنان در روز هاي ابتدايي سال به آنجا مي رفتندو به رقص وپايكوبي وشادماني مي پرداختند. ازرسم هاي جالب اين بوده است كه هيچ مردي در اين روز ها حق نزديك شدن به نوروزگاه را نداشته است.اين رسم بيمرغ دهان به دهان مردمان همه ي منطقه گشته بود وگاهي كه بعضي از غريبه ها هوس تماشا به سرشان ميزد یا برای رفتن به روستا از ان منطقه میگذشتنددختران گرد اوحلقه ميزدندو اورا وادار به رقص ميكردند یا وادار به خواندن ،در صورتیکه خلاف خواسته های انها انجام میدادند حسابي خدمتش ميرسيدند وبه باد كتكش ميگرفتند تا دوباره هوس نوروزگاه به سر هيچ كسي نزندلازم به ذكر است كه در كتاب مذكورآمده بود كه در ايام نوروز زنان روستا حاكم آبادي مي شوندوهر چه بگويند مردها بايدگوش بدهندو و هيچ مردي حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود، زنان او را تنبيه ميكنند. اداره اين روستا در اين روزها به اختيار زنان است. زنان اغلب روز را در خارج از خانه ميگذرانند. اسب سوار ميشوند. ميتازند و از روز سيزدهبدر دوباره به خانه برميگردند و باز همان زنان تسليم و سر به زير ميشوند
جالب است بدانيد بيمرغ در گذشته از تفرج گاه هاي مهم گناباد به شمار ميرفته است واكثر مردم گناباد و اطراف ، سيزده بدر را در مرغزارهاي بيمرغ مي گذرانيده اند. .در مورد اين رسم وديگر رسم هاي جالب بيمرغ دركتاب هاي متعددي امده است ولي هر كدام با دخل و تصرفهايي همراه بوده است.ازجمله در كتاب خاتون هفت قلعه استاد باستاني پاريزي،عقايد ورسوم مردم خراسان ازدكترشكور زاده وكتاب ايل ها وطوايف عشايري خراسان تاءليف دكترمحمد ميرنيا
با اميد به اينكه بتوانيم در زنده نگهداشتن رسم ورسوم گذشتگان كوشا باشيم
با تشکر از دوست عزیز :حمید خصلتی در رابطه ی با مطلب بالا
سایر مراسم نوروزی
در مراسم نوروز مردم قبل از شروع سال به جنب وجوش می افتادند ومقدمات سال نو را فراهم می کردند همه به فکر تهیه لباس نومی افتادند چند هفته قبل از نوروز خانه هارا مرتب و تمیز می کردند و قالی ها و فرش هاوشیشه ی اتاق ها را می شستند. شیرینی های نوروزی می پختنداز جمله کلمبه(کلوچه)، ، قتاب ها وکیک های دیگر تهیه می کردند. قبل از نوروز هرچه خوراکی از جمله آش خشک وبلغور اگر داشتند مصرف می کردند تا برای سال آینده نماند ودوباره کیسه ها را از گندم و برنج پر می کردند. گندم یا عدس یا جو در گلدان می کاریدن و به عنوان سبزه یا به اصطلاح کاکل برای عید پرورش می دادند. پیش روز نوروز ، روز الفه نامیده می شد و میشود ومردم به الفگی می رفتند . در مسجد برای کسانی که در طول سال کهنه مرده اند مجلس بزرگداشت و یادبودی برگذار می شدو مردم برای رفتگان طلب آمرزش می کردند . و عده ای به مزار (امامزاده سلطان احمد ) وقبرستان می رفتند واخلاص و فاتحه می خواندن .البته این اداب و رسوم هنوز در بین مردم این منطقه هست واز بین نرفته است .
روز قبل از عید و سال تحویل به حمام می رفتند وپا و سر خود را حنامی زدند. لحظه ی سال تحویل دعا میکردند تا از برکت آن دعا در تمام مدت سال از خطرات مصون بمانند و زندگیشان پر برکت و غرق در نعمت گردد . گروهی نیز در خانه می مانند وعقیده داشتند نباید در این لحظه از خانه به دور بود. شب عید هم پلو می پختند. سماور را آتش می کردند و سفره هفت سین را می چیدند و لباس های نو می پو شیدند و اسفند دود میکردند در هر اتاق چراغ یا شمعی روشن می کردند آنگاه سفره ی سفیدی وسط آن پهن می کردند بین دو لای قرآن یک آینه قرار می دادند جلو آینه چند دانه گندم می پاشیدند وروی آینه هم یک تخم مرغ می گذشتند تا در موقع سال تحویل تخم مرغ روی آینه بچرخد سینی هفت سین را در وسط سفره در جای مناسبی می گذاشتند وسبزه ای که رویانده اند در کنار آن ها در گوشه ای قرار می دادند وروی آب چند ساقه سبزه می انداختند و انواع شیرینی های سنتی درسفره قرار می دادند وقتی لحظه ی سال تحویل فرا می رسید اعضای خانواده دور سفره می نشستند ودعا یا قرآن می خواندن و بعد از سال تحویل به هم تبریک می گویند وروبوسی می کردند.اگر نوروز به شنبه میافتاد آن را مبارک تر می دانستند و بیشتر شادی میکردند. دختران دم بخت به سبزه زار ها می فتند، برای گشودن بخت خود روبه قبله می نشینند و سبزه گره می زدند، زنان عقیم یا بی فرزند لب آب می نشستند و کلوخ در آب می انداختندو دعا میکردند.
روز نوروز به دید وبازدید اقوام وهمسایه ها می رفتند وتبریک می گفتند واز شیرینی ها ی نوروزی به هم تعارف می کردند .همچنین به قبرستان می رفتند ویک سبزه روی قبر عزیزان خود می گذاشتند وفاتحه می خواندن، روز چهارشنبه اول سال معتقدبودند که پای خود را به سبزه ها باید بزنند واین کار خوش یمن و مبارک می دانستند وبه این خاطر به صحرا وسبزه زار ها می روند. روز سیزده بدر به طبیعت میرفتند واز طبیعت استفاده میکردند و کسانی که مشکل داشتند سبزه ها را به هم گره میزدند تا با باز شدن گره سبزه ها گره از کار انها و مشکل شان باز شود .وروی سبزه ها مینشستند و انها را لمس می کردند و این شعر را میخواندند زردی من از تو سبزی تو از من (با همان معنای شعری که در روز ۴ شنبه سوری با پریدن از روی اتش مخواندند )
در پانزده شعبان تولد حضرت مهدی (ع) لحظه ی غروب شمع ومولک(پنبه ی چرب شده ای که بر چوب کوچکی پیچیده شده) روشن می کردند و چراغ تمام اتاق ها را روشن می کردند.
ماه رمضان
درماه رمضان شب اول به استقبال ماه می رفتند . در قدیم عده ای برای بیدار کردن مردم درکوچه ها را می رفتند و طبل می زدند وشعر می خواندند .در شب آخر ماه دم غروب برای پیدا کردن ماه به افق نگاه می کنند وآن را صواب می دانستند. صبح عید فطر به مسجد ونماز عید را به جا میاوردند .
مراسم برات
در
رسم و رسومات مردم این روستا خیلی بیشتر از اینهاست که براتون نوشتم .بقیه رو حتما واستون مینویسم .منتظر نظرات شما دوستان و همشهریان عزیز هستم .
نظر یادت نره دوست عزیز![]()

مراسم کلنگ زنی بیمارستان بیمرغ ۲۰ سال قبل


:: غاربیمرغ
اين غار در نزديكي گناباد (رشته كوههاي كالاري) واقع است، بدنه غار از سنگ مرمر بسيار مرغوب تشكيل شده است. در زیر عکس این غار زیبا رو براتون گذاشتم .

تاق

برج :

آب انبار :یکی از عجایب روستای بیمرغ
با عمق بسیار زیاد

از اون بالا هم اگه بتونی به بیمرغ نگاه کنی واقعا دیدنیه .اگه تونستی یه سری بزن

قطب الدین میرحاج بیمرغی
قطب الدین میرحاج عارف و سالک و شاعر عصر تیموری(قرن 9 ه .ق یعنی حدود 500 سال قبل ) و صفوی و از فرزند زادگان نعمت الله ولی و از اهالی بیمرغ گناباد بوده است .تذکره نویسان او را در طهارت اصل و شرافت ذاتی و لطافت طبع و زهد ستوده اند و صاحب اتشکده آذر اورا از سادات آن دیار و دارای فضایل بی شمار معرفی کرده است .میر حاج در طرز سخن وری کمال مهارت و در بدیهه گویی نهایت قدرت را داشت و قتی 40 غزل امیر خسرو را که امیر علیشیر(وزیر کاردان ایرانی که در دربار شاهرخ میرزا جانشین تیمور گورکانی خدمت می نموده است ) در یک مجلس مطرح ساخته بود پاسخ گفت . امیر علیشیر به خدمت وی امد و موقعی که در هرات مشغول تحصیل معارف بود امیر علیشیر به حجره او آمد و آن را از همه چیز خالی دیدتمام لوازم زندگی را برای او مهیا کرد .قطب الدین وقتی به خانه خود امد وان اسباب و یراق را مشاهده نمود گفت این خانه من نیست و به جای دیگری رفت و خود را زیر بار منت اغیار تجویز نفرمود .میر حاج سپس رو به صحرا نهاد و از انجا رفت تا به کوهی های ابادی بیمرغ رسید . و در انجا یکی از غارهای کو های بیمرغ را مسکن خود قرار داد .اهالی بیمرغ او را محترم میدانستند و به او علاقه ی کامل داشتند . میر حاج در روستای بیمرغ ازدواج نمود و دارای فرزند شد .اکنون هم در بیمرغ ساداتی هستند که مشهور است از نسل ایشانند . حتی در بعضی از کتب میرزا محمد قاسم (همان شاعر معروف قاسمی گنابادی صاحب اثاری همچون : شهنامه ليلى و مجنون، كارنامه، يا گوى و چوگان، شيرين و خسرو، شاهرخنامه، عاشق و معشوق و زبدة الاشعار ) را پسر او دانسته اند ..میر حاج پس از انکه پشت به مال دنیا کرد از خانه رویگردان شده و سر به صحرا گذاشت و به غار پناه برد ، تا پایان عمر در ان غار زیست تا از دنیا رفت دوران غربت نشینی او مقارن با اغاز دوران صفویه بود و احتمالا اشعار عرفانی خود را در ان دوران سرده است .میر حاج همانطور که معلوم می شود معاصر با سلطان حسین بایقرا بوده (از سلاطین دولت تیموریان )و با عبد الرحمن جامی مراودت داشته .میر حاج دیوان غزلیات و قصاید دارد و بیشتر قصاید او در مدح ائمه اطهار و مخصوصا امیر الموئمنین علی (ع) است وفات قطب الدین میرحاج را در سال 923 ه.ق در گناباد نوشته اندتک بیتی های زیر نشانه استعداد و قریحه ان شاعر عارف است .
باز این دل شکسته خیال وصال کرد چیزی خیال کرد که نتوان خیال کرد
زمانه دست مرا گر به دست یار دهد خوش است گر همه عمرم به انتظار دهد
یکی از قصاید او در مدح امیر الموئمنین :
ای دل حکایت از شرف بوتراب کن در مطلع سخن سخن از آفتاب کن
پیرایه ی جمال عروس ثنای او از جوهر معانی ام الکتاب کن
از برق تیغ حادثه سوزش حکایتی با دوستان بگوی و دل دشمن اب کن
ای افتاب برج ولایت چو افتاب از پیش اهل مظلمه رفع حجاب کن
همچون حصار خیبر از امداد لطف حق بازا وبرج قلعه بدعت خراب کن
نصب لوای مصطوی منصب تو شد ای شهسوار معرکه پا در رکاب کن
میرحاج بعد ثنای و مدح ائمه گو یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
چند تا از غزلیات قطب الدین میرحاج بیمرغی
اگر در گوشه غم دور از ان سیمین بدن میرم خلل در کار عشق افتد در ان وزی که من میرم
کشیدم سر به جیب از غایت و اندوه میترسم که همچون شمع فانوسی درون پیرهن میرم
* * *
انچنان از تب هجران تو بگداخت تنم که مرا هر که بیند نشناسد که منم
این اشعر نیز از قصاید اوست :
نماز شام که چندین هزار مشعل نور زپرده افق آورد اسمان به ظهور
در آمدم متالم به محنت ابادی که در زمین بساطش فرح نکرده عبور
عنای من چو خطای زمانه بی پایان بلای من چو جفای ستاره نا محصور
به نامرادی من بی دلی نگشته عیان به دردمندی من عاشقی نکرده ظهور
به کوه غصه چو فرهاد بی زبان بیمار به دست فتنه چو مجنون ناتوان رنجور
حجاب دیده من پردهء صباح و مساء کمند گردن من رشته سنین و شهور
نه باده در سر من همچو لاله سیراب نه جام بر کف من همچو نرگس مخمور
نه دارم محنتم از شمع اختران روشن نه بیت عشرتم از دور اسمان معمور
از این غم نتواند رهاند هیچ کسی به جز جناب رسول (ص) موید و منصور
رسول (ص) هاشمی آن خواجه رفیع القدر که هست خاطر او گنج علم را گنجور
این چند بیت نیز از اوست :
مرا دلی است اسیر چه زنخدانش شکسته بسته تر از طره پریشانش
هلاک تیر جگر دوز دلبری است تنم که برگ عیش دل خسته است پیکانش
به گرد عارض مه طلعتان نوشته خطی که هر که شیفته ماست وای بر جانش
.با توجه به اینکه قبر این شخصیت برجسته در بیمرغ ناشناخته است احتمال دارد که در داخل بقعه امامزاده سلطان احمد بن موسی (ع) دفن شده باشد .البته این نکته ناگفته نماند که در بعضی از کتب همچون ریاض العارفین وفات او را از روی حدس هرات میدانند .کنار مرقد امیر علیشیر نوایی .